مرکز مطالعات استراتژیک البرز

مرکز مطالعات راهبردی مطابق با اهداف سند چشم انداز توسعه 20 ساله جمهوری اسلامی ایران

مرکز مطالعات استراتژیک البرز

مرکز مطالعات راهبردی مطابق با اهداف سند چشم انداز توسعه 20 ساله جمهوری اسلامی ایران

مرکز مطالعات استراتژیک البرز

Center for Strategic Studies Alborz
مرکز مطلعات استراتژیک البرز، با همکاری متخصصین و کارشناسان ارشد و دکتری استراتژی و مدیریت در حوزه تجارت، منابع انسانی، بازاریابی و تبلیغات در سال 1385 تاسیس شده و بعنوان اتاق فکر گروه البرز در تهیه و تدوین کلیه طرح هاو پلان های تجاری شرکت ها و موسسات عضو گروه و جاری سازی اهداف استراتژیک و نظارت بر اجرای تحول و توسعه نقش بسیار موثر و پویایی داشته است.
این مرکز طی سال های گذشته با ارائه خدمت به موسسات دولتی و خصوصی و هلدینگ سعی داشته است نقش کوچکی در جهت دستیابی به اهداف توسعه ایران اسلامی در سند چشم انداز 20 ساله ایران 1404 ایفا نماید. ریاست این مرکز بر عهده دکتر سیامک عزیزی می باشد.
سایت حاضر برای نشر و توسعه مقالات، اخبار و اطلاع رسانی همایش های حوزه مدیریت راه اندازی شده است و امیداست مورد استفاده بازدیدکنندگان گرام واقع شود.
تلفن تماس : 22981922
فکس : 22938649
پست الکترونیک : css.info@asia.com

پیوندهای روزانه
پیوندها

سعید منصوری
چکیده:

توسعه روزافزون صنعت گاز کشور در هر سه زمینه تولید , انتقال و توزیع گاز  و ارتباط تنگاتنگ این صنعت با صنایع وابسته و نقشی که گسترش این صنعت در افزایش شاخص توسعه ای مصرف انرژی در کشور ایفا می کند, اهمیت ایجاد روشهای کاربردی در جذبِ هنر و تکنولوژیِ بکاررفته در صنعت گاز کشور را بیش از پیش  آشکارمی کند. در این مقاله در بخش نخست, با ارائه اطلاعات آماری و مقایسه ای  سرعت رشد و توسعه در ابعاد مختلف این صنعت و نقشی که علم و تکنولوژی در ایجاد شیب توسعه آن دارد, مورد بررسی قرار می گیرد. در بخش دوم روشهای کاربردی قابل استفاده در ایجاد و تثبیت داناییِ قابل تبدیل به ثروت در مورد نمونه های مختلف صنعتی به همراه مثالهای عملی قابل اجرا در صنعت گاز کشور تشریح شده و مورد بحث , بررسی و مقایسه قرار گرفته است. در نهایت نحوه تعامل و نقش واحدهای پژوهش و فنآوری در هدفمند کردن این پروسه به همراه راهکارهای عملی ارائه شده است.

 

مقدمه:
دانش به مثابه دارایی شرکتهاست.سازمانها به یقین همواره در پی کسب دانش و استفاده از آن   بوده اند. به هنگام استخدام، مدیران غالباً برای تجربه بیشتر از هوش ارزش قائل می شوند. زیرا از ارزش دانشی که به مرور زمان کسب شده و خود را به اثبات رسانده باشد به خوبی آگاهند. مدیرانی که تصمیم گیریهای سخت انجام می دهند، بیشتر به دنبال افرادی با تجربه هستند تا به جای جستجو برای یافتن اطلاعات در پایگاههای اطلاعاتی، دانش خود را مرتباً در معرض   تصمیم گیری قرار دهند. این امر بخصوص در واحدهای عملیاتی - صنعتی و صنعت گاز بعنوان یکی از نمونه های بارز آن، بصورت یک نیاز، سطوح بالای تصمیم گیری را بخود مشغول     نموده است.  بر اساس مطالعات انجام شده، مدیران دو سوم اطلاعات دانش خود را از طریق گفتگوهای رو در رو یا تلفنی دریافت می کنند و تنها یک سوم اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق مراجعه به نوشته ها و مدارک به دست می آورند.

اکثر کارکنان شرکتها در صورت نیاز به نظر کارشناسی در مورد موضوعی خاص، با معدود کسانی مشورت می کنندکه از تجربه و دانش کافی برخوردارند. دانش، شرکتها را به حرکت در می آورد و به پیش می راند. دانش چیز جدیدی نیست، اما پذیرش آشکار آن به عنوان سرمایه شرکت، امر جدیدی است. همانطور که درک نیاز به ضرورت مدیریت دانش و استفاده از آن به عنوان سرمایه، درست با همان دقتی که از دیگر سرمایه های ملموس شرکت استفاده می شود درکی جدید است. امروزه نیاز به بهره برداری هر چه بیشتر از دانش در سازمانها برای نیل به ارزشهای بالاتر اهمیت بیشتری در مقایسه با سالهای قبل یافته است.

 ساختار کلی واحدهای عملیاتی صنعت گاز

توسعه روز افزون صنعت گاز کشور در هر سه زمینه تولید, انتقال و توزیع گاز و ارتباط تنگاتنگ این صنعت با صنایع وابسته و نقشی که گسترش این صنعت در افزایش شاخص توسعه ای  مصرف انرژی در کشور ایفا می کند اهمیت ایجاد روشهای کاربردی در جذب هنر و تکنولوژی بکار رفته در صنعت گاز کشور را بیش از پیش آشکار می کند.

شرکتها در حالی که نیازمند هستند " بدانند که چه می دانند" می بایستی بطور مؤثری از دانش خود بهره برداری کنند. اندازه و پراکندگی جغرافیایی بسیاری از آنها، شناخت دانش موجود و انتقال آن به واحدهای نیازمند را مشکل کرده است.
در صنایع بزرگ مانند صنعت گاز با توجه به رشد روزافزون فنآوریهای نوین  بهره گیری از فرآیند مدیریت دانش امری ضروری و انکار ناپذیر می باشد. پیش از ارائه یک برنامه کاری، آشنایی با ساختار و عملکرد واحدهای عملیاتی در صنعت گاز و نیازهای پژوهشی هر قسمت امری ضروری است. واحدهای عملیاتی بطور عمده در سه بخش پالایش، انتقال و توزیع گاز به شرح ذیل فعالیت دارند:

• پالایشگاههای گاز وظیفه تصفیه گاز استخراج شده از مخازن گازی را بعهده دارند.

• انتقال دهنده گاز وظیفه تقویت فشار و تحویل گاز با کیفیت مناسب به مبادی مصرف را اعم از ورودی شهرها یا مبادی مرزی بعهده دارند.

•  شرکتهای گاز استانی وظیفه پخش در سطح شهرها و مراکز صنعتی را به عهده دارند.

بر حسب نیاز کاری و نوع تجهیزات و امکانات، هر یک از این شرکتها نیازهای ویژه ای در راستای بهبود کمی و کیفی فعالیت و افزایش راندمان کاری خود دارند و بر حسب این نیازها درخواستهای پژوهشی متفاوتی خواهند داشت.

ساختار پژوهشی شرکت ملی گاز ایران

 در راستای نگرش جدیدی که در سالهای اخیر در سطح وزارت نفت و به تبع آن در شرکتهای زیر مجموعه نسبت به اهمیت امر تحقیقات بوجود آمد، ساختار پژوهشی شرکت ملی گاز ایران در سال 1382مورد بازنگری جدی قرار گرفت و نظام پژوهش از سطح " امور پژوهش و توسعه" به سطح یک مدیریت جدید تحت عنوان "مدیریت پژوهش و فناوری" ارتقاء پیدا کرد. از مهمترین اهداف این مدیریت می توان به نهادینه کردن تحقیقات به عنوان یکی از ابزارهای توسعه صنعت گاز کشور، بررسی راهکارهای دستیابی به فناوریهای نو برای توسعه کمی و کیفی فعالیتها و سیاست گذاری در این زمینه و تدوین برنامه راهبردی پژوهش اشاره کرد. مدیریت پژوهش و فناوری در صنعت گاز در حالت کلی از 5 واحد زیر مجموعه به شرح ذیل تشکیل شده است]6[:

1) واحد پژوهش، توسعه و فناوری
2) واحد تدوین استانداردها
3) واحد آموزشهای تکمیلی و ارتباطات دانشگاهی
4) واحد برنامه ریزی و کنترل طرحها
5) واحد آمار و اطلاع رسانی

این مدیریت همچنین عهده دار امر سیاست گذاری و هدایت امور پژوهشی در زیر مجموعه های خود را در مقیاس کلان دارا می باشد.

ضرورت بهره گیری از اصول مدیریت دانایی محور

اهمیت بالای آمار و اطلاعات در عرصه علم و تکنولوژی باعث شده است که یکی  از ارکان پژوهش در صنعت گاز آمار و اطلاعات و استانداردهای موجود باشد. لذا تمرکز و سهولت دسترسی به منابع در این زمینه یکی  از راههای سرعت بخشیدن به پروژه های پژوهشی و ارتقاء دانش سازمان خواهد بود.
توسعه صنعت گاز کشور و همگام با آن توسعه دستگاهها و تجهیزات مربوط به آن که مجموعه ای از هنر و تکنولوژی و سالیان دراز تجربه صنعتی می باشد، روز به روز بر پیچیدگی این سیستم می افزاید لذا لزوم مدیریت کلی این سیستم در جهت انتقال تکنولوژی و بومی کردن آن به صورت یک برنامه هدفدار در جهت کاهش وابستگی به خارج، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. این امر جز با تقویت واحدهای پژوهش و فناوری و نظارت دقیق بر اجرای پروژها و کاربردی و هدفمند کردن آنها میسر نخواهد بود.

مسأله دیگری که ضرورت توجه به اصول مدیریت دانایی محور را دو چندان می کند. جدید بودن صنعت کشور هم از لحاظ سیستمهای پالایشگاهی، هم خطوط لوله انتقال گاز و هم ایستگاههای   اندازه گیری و تقویت فشار است. بدلیل جوان بودن سیستم مشکلات اساسی آن هنوز خود را بروز نداده اند. در حالیکه باگذشت سالیان متمادی، مشکلات اساسی در تعمیرات و بهره برداری تجهیزات و نیز مسائل خوردگی خطوط لوله بروز خواهد کرد که در صورت عدم مدیریت دانایی محور،       هزینه های بالایی متحمل صنعت گاز خواهد شد.

 برنامه کاری پیشنهادی جهت مدیریت دانایی

 با توجه به مطالب فوق الذکر می توان یک برنامه کاری به منظور بهره گیری اصول مدیریت دانایی در صنعت گاز بصورت زیر ارائه داد. در اجرایی نمودن این برنامه باید گروه کاری در سازمان تشکیل یابد و نسبت به اجرای برنامه اقدام نماید.

 برنامه گروه کاری اصول مدیریت دانایی

 اعضای محافل دانش، شناسایی شده و با استفاده از فناوری به هم ارتباط داده شوند.  ذهن انسانها محل ظهور دانش و جایگاه آن است.

 ارتباط اعضا با ملاقات رو در روی و مجازی نیز واقع شود.   تسهیم دانش مستلزم اعتماد متقابل است.

 فناوری به منظور ایجاد ارتباط و تشریک مساعی به کار رود.  فناوری زمینه ساز رفتار علمی نوین است.

 برنامه آموزشی و حمایتی مدیریت رده بالا جهت ایجاد رفتار جدید بکار گرفته شود.  به سیستم دانش می بایستی ارج نهاده برای آن پاداش شایسته در نظر گرفته شود.

 مدیریت ارشد باید آغازگر برنامه باشد و اجازه هزینه کردن بودجه لازم را دهد.  حمایت مدیریت و تخصیص منابع لازم  امری ضروری است.

 گروههای آزمایشی با هدفهایی محدود، متنوع و روشن بوجود آید.  اجرای برنامه دانش باید با برنامه ای آزمایشی شروع شود.

 افزایش صرفه جویی ها و بهره وری از نظر کمی ارزیابی شود.  ارزشیابی برنامه های دانش، مستلزم وجود معیارهای کمی و کیفی مشخص است.

 در برنامه باید بروز نتایج غیر مترقبه با توجه به هدفهای مشخص پیش بینی شود.  دانش، ماهیتی خلاق دارد و بروز و بسط آن از راههای غیر معمول،    می بایستی تشویق شود.

 جدول برنامه گروه کاری

به منظور ایجاد یک فرآیند سیستماتیک مدیریت دانایی محور در صنایع، اطلاعات به عنوان پایه دانش نقش عمده ای در این فرآیند ایفا می نماید. لذا شناخت نوع فرهنگ اطلاعاتی حاکم بر صنایع، راهگشای واحدهای پژوهش و فناوری در ایجاد این فرآیند می باشد. بطور عمده چهار نوع فرهنگ اطلاعاتی در سازمانهای امروزی وجود دارد. به نحوی که هر فرهنگ بر رفتار اطلاعاتی کارکنان و روشی که آنها از اطلاعات استفاده می کنند تأثیر می گذارد و بیانگر درصد اهمیتی است که مدیران ارشد شرکت نسبت به استفاده از اطلاعات در رسیدن به موفقیت می دهند [1].

اولین فرهنگ اطلاعاتی، فرهنگ کارکردی، وظیفه ای یا عملیاتی می باشد. این نوع فرهنگ بیشتر در سازمانهایی با ساختار سلسله مراتبی که بصورت دستوری و تقسیم وظایف عمل می کنند   وجود دارد که اطلاعات با توجه به نیاز، تسهیم و توزیع می شود. رفتار اطلاعاتی در رابطه با این فرهنگ، کنترلی است. بسیاری از فعالیتهای شرکت بصورت منظم از حسابداری تا تدارکات کنترل می شود. به منظور ایجاد انعطاف در چنین شرکتهایی برای ایجاد یک سازمان دانایی محور مدیران باید در پشتیبانی از اطلاعات کامل و دقیق بر مبنای عملکرد اهمیت بیشتری دهند.

دومین فرهنگ اطلاعاتی, فرهنگ به اشتراک گذاری می باشد. در سازمانهایی با چنین فرهنگی مدیران و کارکنان بطور مشترک از اطلاعات برای سازگاری و بهبود فرآیند و عملکردها استفاده  می کنند. سازمانهای امروزی ارائه اطلاعات درباره علت شکست ها و عیوب را به عنوان یک شرط لازم برای تغییر موفق می دانند. آنها دریافته اند به منظور رسیدن به یک مدیریت دانایی محور  سهیم کردن اطلاعات با تیم ها، مشتریان و تأمین کنندگان برای رفع مشکلات و رسیدن به نتیجه مطلوب و بهبود فرآیند بسیار مؤثر است.

سومین فرهنگ اطلاعاتی، فرهنگ تقاضا و پرسش است. در این فرهنگ مدیران و کارکنان      سعی می کنند تا فهم خود را از روند آینده و نحوه مواجهه با چالشها بهبود دهند. در این نوع فرهنگ رفتار اطلاعاتی غالب، جلو بودن و سبقت گرفتن است. موارد مربوط به فرهنگ تقاضا و پرسش در فعالیتهای مربوط به حس کردن مشتری، تحقیق بازار، هوشمندی رقابت، ارزیابی تکنولوژی و  R & D می باشد.

چهارمین مورد، فرهنگ کشف است. در این نوع فرهنگ مدیران و کارکنان در ارائه روش جدید تفکر درباره ایجاد یک تغییر ریشه ای آزاد هستند. در شرکتهایی با این نوع فرهنگ اطلاعاتی راههای قدیمی انجام فرآیندها و تجارت دور ریخته می شود و عقاید و افکار جدید          جستجو می شود، تا به ایجاد محصولات و خدمات جدید که فرصتهای رقابتی را تعریف می کنند کمک کند. با توجه به چهار نوع فرهنگ اطلاعاتی بیان شده برای اینکه سازمان بتواند استراتژی مدیریت دانایی محور را برقرار کند و توسعه دهد باید بتواند فرهنگ نوع چهارم را در سازمان  پیاده سازی کند. هر سازمان با توجه به جایگاه فرهنگ اطلاعاتی که در آن قرار دارد با اتخاذ راهکارهای عملی به سمت فرهنگ های سوم ( فرهنگ تقاضا و پرسش) و فرهنگ چهارم ( فرهنگ کشف) قدم بردارد[5].

مدیران امروزی باید چندین مورد زیر را در نظر بگیرند:

اولاً باید جریانهای دانش و اطلاعات شرکت را بطور واضح و آشکار ایجاد نمایند.

ثانیاً نباید به این تصور برسند که فقط برقراری IT می تواند مشکل عملیاتی مربوط به فرهنگ های اطلاعاتی و دانش را حل کند بلکه یک ابزار می باشد و چگونگی و چرایی استفاده کارکنان از اطلاعات از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشد.

ثالثاً کارکنان دانش محور، نگرش های مدیریتی و روش استفاده از اطلاعات و دانش را بسیار مؤثر می دانند لذا رفتار اطلاعاتی مدیران می تواند این کارکنان را به خط مشی صحیح هدایت نماید.

در سازمان ها و صنایع نوین امروزی استفاده از سیاست های جدید تکنولوژی از نیازهای اساسی می باشد. از مهمترین این سیاستها استفاده از ترکیب تکنولوژی می باشد و سه اصل عمده اساسی در این مورد حائز اهمیت می باشد.

اصل اول: بازار برنامه های R&D را مشخص می کند و نه به صورت معکوس. در صنعت گاز باید سمت و سوی فعالیتهای R&D بر اساس نیاز مشتریان تعریف و اجرا شود. در این مورد مشتری می تواند بیرون از صنعت (خریداران گاز) و یا مشتریان درون صنعت ( پالایشگاهها، مراکز انتقال و توزیع و ...) باشد. در این راستا مدیریت پژوهشی و فن آوری شرکت ملی گاز ایران نیازهای این شرکت را کلاسه بندی و محورهای پژوهشی را به تفکیک مشخص کرده است. سه شاخه اصلی فعالیت در صنعت گاز شامل پالایشگاههای گاز، شرکتهای انتقال گاز و شرکتهای توزیع گاز می باشد. در این راستا برای هر یک از سه گروه فوق، جهت گیریهای پژوهشی با تفکیک محورهای پژوهشی مشخص می شود و برای اجرای صحیح و قانونمند فعالیتهای پژوهشی قوانین مدون و کارشناسی شده مختلفی را در زمینه های مختلف پژوهشی تصویب می کنند و به مرحله اجرا می گذارند.

اصل دوم: شرکتهای نوین باید دارای شبکه جمع آوری اطلاعات در مورد پیشرفتهای تکنولوژی در زمینه صنعت خود و سایر صنایع باشند. در این زمینه ساختار اطلاعاتی مدونی در صنعت گاز در راستای تبادل اطلاعاتی فراگیر نیازمند است تا بوجود آید. در این ساختار اطلاعاتی علاوه بر اینکه باعث تسهیل انتقال اطلاعات بین شرکتهای فرعی با یکدیگر می شود، مکانیزمهای مشخص در جهت ارتباط با مراکز پژوهشی و دانشگاهی تعریف می شود. جمع آوری این اطلاعات نیاز به کوششهای بالاتر از حد معمول دارد و باید کاربرد اختراعات و اکتشافات ثبت شده در دنیا مورد بررسی قرار گیرد. کلیه کارکنان از مدیران ارشد تا کارگران خط تولید می باید در خدمت فرآیند جمع آوری و بسط این اطلاعات به عنوان گیرندگان فعال عمل کنند. در صنایع گاز واحدهای پژوهش می توانند اطلاعات مورد نیاز را از پژوهشگاههای معتبر در داخل و خارج کشور و نیز با ایجاد مکانیزمی از تمامی پرسنل سازمان در این خصوص استفاده بعمل آورند و در راستای تعامل اطلاعاتی بین صنعت و دانشگاه نقش اساسی داشته باشند. جهت نیل به این منظور واحدهای پژوهش در شرکتهای تابعه، وظیفه رابط و تبادل اطلاعات پژوهشی و تکنولوژی از مراکز علمی و دانشگاهی با صنعت گاز را بعهده دارند.

اصل سوم: ترکیب تکنولوژی، حاصل همکاریهای بلند مدت R&D شرکتهای گوناگون در      زمینه های مختلف صنعت است. سرمایه گذاری در پروژه های تحقیقاتی و همکاری به روشهای دیگر از ملزومات این اصل می باشد. اصل مهم در همکاریهای سودمند برای طرفین، این است که کلیه طرفهای ذینفع، مسؤولیت و منافع کم و بیش مساوی در قبال سرمایه گذاری انجام شده داشته باشند. مدیریت باید بپذیرد که سرمایه گذاری انجام شده را در کوتاه مدت مورد ارزیابی قرار ندهد بلکه آنرا در دراز مدت ارزیابی کند [2].

 در صنعت گاز چنین تعاملی بین مراکز پژوهشی دانشگاهها و نیز مراکز R&D صنایع بوجود آمده است. این تعامل در شرکت ملی گاز ایران توسط ایجاد شوراهای پژوهشی در شرکتهای تابعه فراهم شده است. که با توجه به نقش روز افزون فرآیند های صنعت گاز در برنامه های توسعه پایدار کشور، امید است در آینده شاهد رشد چشمگیر این فعالیتها بود. نتیجه بارز این توسعه، در افزایش جذب بودجه های پژوهشی شرکت ملی گاز ایران طی سالهای اخیر بر اساس آمار و ارقام         می باشد. برای برقراری و پایه گذاری سه اصل مذکور نیاز به سازمانهای دانایی محور می باشد. بر اساس نظریه پیتر دراکر از پیشگامان علم مدیریت نوین، در آینده جوامعی توسعه و پیشرفت خواهند داشت که سهم بیشتری از دانش را به خود اختصاص دهند نه سهم بیشتری از منابع طبیعی را، زیرا منابع بدون دانش، هرز می روند و نعمت نمی شوند بلکه محنت و زحمت می آفرینند. در عصر حاضر, تنها راه توسعه پایدار و ایجاد ثروت، تربیت نیروی کار دانشی و ایجاد منابع اطلاعاتی و امکانات مورد نیاز آنهاست. به منظور اجرایی نمودن فرآیند دانش سازی و شیوه های بکارگیری دانش باید الگوی زیر بصورت یک فرآیند در سازمان ها عملی شود [3]:

1- ابداع ( مدیران کارآفرین ایده های جدید می آفرینند)
2- الگو سازی ( مدیران خلاق، ایده ها را الگوسازی می کنند)
3- روش های اجرایی ( مدیران اجرایی، راهکارهای اجرایی الگوها را تدوین می کنند)

4- اجرا (دانش تولید شده جنبه عملیاتی پیدا می کند)

در مورد پروژه های پژوهشی شرکت ملی گاز روند مشخص بصورت تعریف شده و مدون موجود است که فرایند ارتباط مراکز پژوهشی با این شرکت را تسهیل می نماید.

 شرایط مورد نیاز سازمانهای دانایی محور

به منظور اجرایی نمودن فرآیند فوق و ایجاد بسترهای مناسب جهت ایجاد یک سازمان دانایی محور باید شرایط زیر را در سازمان برقرار نماییم. لازم به توضیح است با توجه به نوع صنعت و فرآیند موجود در آن نحوه رسیدن به این شرایط متفاوت می باشد. ولی چار چوب کلی یکسان است این چارچوب کلی در عمل، با شکسته شدن به قوانین و روشهای اجرایی مشخص بر اساس نیازهای صنعت گاز، در راستای پاسخگویی به نیازهای پژوهشی این شرکت عملکرد مثبت خود را طی سالهای اخیر نشان داده است. در صنعت گاز با توجه به نقش فن آوری های نوین به منظور بهبود کارآیی و اثربخشی و نیز ایجاد گروههای پژوهشی این امر می تواند ممکن گردد.

لذا در سازمان های دانایی محور اهداف آرمانی بصورت زیر است[4]:
• به خوبی می دانند در کجا قرار دارند و به کجا می خواهند بروند و چگونه؟

• به محیط پیرامون خود حساس هستند و همگام با آن پیش می روند.

• منابع دانایی و قابلیت افراد را به خوبی می شناسند و می دانند چگونه باید از این منابع و قابلیتها بهره بگیرند.

• می دانند که چگونه باید دانایی های افراد را به دانایی های اجتماعی تبدیل کنند.

• خلأ دانایی خود را نیز مورد شناسایی قرار می دهند و می دانند کمبودها چیست و کدام تخصص را باید به خوبی جذب و مهمتر اینکه کدام شایستگی را باید ایجاد کنند.

• می دانند که اگر شایستگی های دانایی خود را از دست بدهند از بین خواهند رفت.

• نقش و اهمیت نیروهای انسانی خود را می شناسند و در حفظ آنها می کوشند و انسانهای دانا را همچنان دانا نگه می دارند.

• به گرفتن بازخوردها حساس هستند و همواره سعی دارند تا از مشتریان خود بازخوردهای متفاوت دریافت دارند.

• پیوسته به نوعی خود گرایی انتقادی، حساس می باشند یعنی به طور مرتب مدل های ذهنی، سیستم ها و شیوه های عملکرد خود را مورد بررسی قرار می دهند.

• باورها، مرتباً و مستمر مورد سئوال قرار می گیرد.

• در فضای فرهنگی و اجتماعی خود به خلاقیت می پردازند، به گونه ای که فضای فرهنگی آنها از اعتماد به توانایی بالقوه نیروی انسانی موج می زند.

• شرایط لازم را برای توسعه منابع انسانی خود برای افزایش نرخ یاد گیری فراهم می آورند.

به منظور ایجاد مدیریت دانایی محور در صنایع مانند صنعت گاز نیاز به ایجاد فرهنگ انتقال دانش و رفع موانع موجود در ایجاد این بستر و مدیریت دانش می باشد که می توان به شرح ذیل آنها را توضیح داد [1]:

 راه حلهای ممکن اصطکاک

- ایجاد رابطه ای نزدیک و اعتمادی متقابل از طریق دیدارها و مذاکرات حضوری - بی اعتمادی

- از طریق آموزش، مباحثه، انتشارات، تشکیل گروهها، چرخش کاری، زبانی مشترک       ایجاد شود. - فرهنگها، واژه ها و ذهنیتهای متفاوت

- برای انتقال دانش، اوقات و اماکنی خاص مانند نمایشگاهها یا اتاقی برای بحث و گفتگو و ارائه گزارشها در نظر گرفته شود. - کمبود وقت و محلهای جلسات و ذهنیت محدود در مورد کار مولد

- عملکردها را بر اساس سیستم دانش، ارزشیابی کرده و ارائه خدمات نیز بر همین اساس طبقه بندی شود. - احترام قائل شدن انفرادی برای هر فرد صاحب دانش و دادن پاداش به فرد فرد آنان

- کارکنان برای حفظ انعطاف پذیری آموزش یابند. زمانی خاص برای یادگیری آنان در نظر گرفته شود و عدم مخفی کاری را مبنای استخدام آنها قرار دهید. - ظرفیت پذیرش در دریافت کنندگان

- ضرورت نقل و انتقال دانش با رعایت سلسله مراتب را منتفی سازید. به کیفیت دانش، بیش از منابع صدور آن ارزش قائل شوید. - اعتقاد به اینکه دانش ملک مطلق گروههای خاص است و این نظر که   " هر چه ما نگفته ایم غلط است".

- همکاری و خطاهای خلاق را بپذیرید و برای آنها پاداش قائل شوید. ندانستن همه چیز نباید منجر به از دست دادن فرصتها شود. - نا شکیبایی در برابر اشتباهها و نیاز به کمک

 نتیجه گیری :

با توجه به وظایف و مأموریت واحد پژوهش و فناوری در صنعت گاز و با توجه به راهکارهای ارائه شده در این مبحث، باید تدابیری اتخاذ شود تا این حرکت در مسیر اصلی و بصورت هدفمند صورت پذیرد که در این راستا انتخاب مجریان توانمند، درخواست واضح خواسته ها بر اساس نیاز سازمان و پیگیری جدی آنها، تدوین آیین نامه ها و دستورالعملها در جهت دادن و تسریع مسیر حرکت و بومی کردن دانش از اهم این موارد است. امید است با بلوغ و رشد واحدهای پژوهش و فناوری در صنعت گاز به عنوان یکی از پایه های مدیریت دانایی در خلق ثروت دانایی محور و تبدیل سرمایه های سازمان به منابع پویای تکنولوژی مبتنی بر دانش بومی شده، گامهای اساسی برداشته شود.

 مراجع:

 ]1[  تامس اچ داونپورت، لایس پروساک مدیریت دانش- ترجمه دکتر حسین رحمان سرشت – نشر سایکو، 1379
]2[ فقهی فرهمند، دکتر ناصر- مدیریت تکنولوژی سازمان – انتشارات فروزش،1383
]3 [الوانی، دکتر سید مهری- سازمان رانشی – کنترولر- شماره 7و8-پاییز و زمستان 1377

[4] Thomas H.Davenport, Saving IT,s Soul:Human centered information Management, "Harvard Business Review (March _April 1994): 121
[5] Donald A.Marchanel_mastering management-1997. pp 351-359
[6] R&D Link of NIGC Website :(www.nigc.org)